بازی خطرناک کرملین با مهره‌ای که در حال افتادن است

آیا روسیه در ایران بیش از حد صبر کرده است؟

در شرایطی که ژئوپلیتیک خاورمیانه در تب‌وتاب تغییرات سریع و بی‌سابقه‌ای قرار دارد، رویکرد محتاطانه و گاه منفعل روسیه نسبت به بحران‌های امنیتی پیرامون ایران، این پرسش را ایجاد کرده است که آیا کرملین در مواجهه با متحد استراتژیکش، بیش از حد دست به “صبر تاکتیکی” زده است؟

ایران برای روسیه فقط یک شریک منطقه‌ای نیست، بلکه مهره‌ای کلیدی در چند جبهه مهم استراتژیک است: جنگ اوکراین، رقابت انرژی با اروپا، مهار نفوذ ترکیه و حتی دسترسی به آب‌های گرم جنوب. با این حال، در بحرانی‌ترین لحظه‌های ژئوپلیتیک ایران، روسیه سکوت کرده و ترجیح داده تنها تماشاگر باقی بماند.

1. ایران، انبار مهمات جبهه شرقی مسکو

از زمان آغاز جنگ اوکراین، پهپادهای ایرانی – به‌ویژه «شاهد ۱۳۶» – نقش حیاتی در حملات روسیه ایفا کرده‌اند. ایران نه‌تنها تأمین‌کننده مستقیم تسلیحات، بلکه الگویی برای توسعه جنگ‌افزارهای کم‌هزینه و مؤثر در جنگ‌های ترکیبی شده است.

به همین دلیل، سقوط امنیتی ایران، به‌معنای از دست رفتن پشت‌جبهه صنعتی و لجستیکی مسکو در شرق اروپاست. اما با وجود این اهمیت، روسیه تاکنون نه حمایتی علنی کرده و نه حتی نشانه‌ای از بازدارندگی در برابر تهدیدهای منطقه‌ای علیه ایران بروز داده است.

2. کریدور زنگزور؛ بازیگر پنهان اما حیاتی

یکی از محورهای کلیدی تهدید علیه منافع مشترک ایران و روسیه، کریدور زنگزور است: مسیری که با حمایت ترکیه، آذربایجان و پشت‌پرده آمریکا در حال شکل‌گیری‌ست و جنوب قفقاز را به دریای سیاه و نهایتاً اروپا متصل می‌کند.

چرا این کریدور مهم است؟

  • ایران را از بازی قفقاز و ترانزیت کنار می‌زند؛

  • اروپا را به گاز و مسیر ترانزیتی مستقل از روسیه متصل می‌کند؛

  • ترکیه را به قدرت مرکزی اوراسیا تبدیل می‌کند؛

  • و روسیه را هم‌زمان از دو مسیر انرژی و نفوذ ژئوپلیتیکی عقب می‌زند.

اما روسیه در این زمینه، نه واکنش بازدارنده‌ای داشته، نه مانع‌تراشی مؤثر.

3. سیاست صبر استراتژیک یا قمار ژئوپلیتیکی؟

برخی ناظران بر این باورند که کرملین از الگوی آشنای «مداخله در دقیقه نود» پیروی می‌کند؛ همان‌طور که در سوریه در ۲۰۱۵ عمل کرد. اما تفاوت اینجاست که امروز:

  • موازنه قدرت در منطقه در حال تغییر ریشه‌ای است؛

  • ترکیه و ناتو فوق‌العاده فعال شده‌اند؛

  • و حتی چین نیز در حال نزدیک‌شدن به پر کردن خلأ روسیه در ایران است.

اگر روسیه همچنان منفعل بماند، نه‌تنها مهره‌اش را در ایران از دست می‌دهد، بلکه به قدرتی بی‌اثر در خاورمیانه تقلیل می‌یابد.

4. ایران، در مسیر خروج از بلوک روسیه؟

نتیجه این بی‌عملی ممکن است شکل‌گیری یک جابجایی آرام ولی عمیق در سیاست خارجی ایران باشد:

  • ایران به‌سمت وابستگی نظامی و اقتصادی به چین متمایل می‌شود، بدون آنکه سهم ژئوپلیتیکی قابل توجهی نصیبش شود؛

  • نزدیکی به اروپا نیز محتمل نیست، چرا که هم از نظر ایدئولوژیک و هم از نظر ساختارهای سیاسی، مسیر مصالحه بسته شده؛

  • و در این میان، روسیه، جایگاه خود به‌عنوان “شریک استراتژیک” را از دست خواهد داد.

5. بازی به ضرر کرملین برمی‌گردد؟

روسیه فکر می‌کرد می‌تواند از ایران امتیاز بگیرد بدون آنکه سرمایه‌گذاری پرهزینه‌ای انجام دهد. اما روندهای اخیر نشان می‌دهند که ایران شاید به نقطه‌ای رسیده باشد که برای حفظ بقا، ناگزیر از تغییر مسیر باشد — مسیری که ممکن است از زیر سایه روسیه عبور کند و به چینی ختم شود که فقط به تجارت فکر می‌کند، نه ژئوپلیتیک.

نتیجه‌گیری

روس‌ها تصور می‌کردند می‌توانند ایران را به‌عنوان یک مهره مؤثر، بدون حمایت کامل، در صفحه بازی نگه دارند. اما در حال حاضر، مهره در حال افتادن است.

و اگر این مهره بیفتد، نه‌تنها ایران از بازی روسیه خارج می‌شود، بلکه خود کرملین نیز یک ستون ژئوپلیتیک کلیدی را از دست خواهد داد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا