بررسی واقعگرایانهای از منافع، تهدیدها و افقهای احتمالی منطقهای
در مقاله ای که در اوایل مردادماه نوشتم، موضوع احتمالات ممکن در خصوص تجزیه ی تمامیت ارضی ایران را بررسی کردم. در آن زمان، تمام آنچه می توانست به رشته ی تحریر درآید، به تحلیل و استدلال های نظری متکی بود. فکت های سیاسی و نظامی (میدان) در آن زمان مشهود نبود و همه چیز وابسته بود به انتزاعیات.
با وجود قطعی اینترنت و محدودیت دسترسی به ابزارها و منابع خبری روز، لازم دیدم که یک بروزرسانی از آن تحلیل با توجه به وضعیت میدان جنگ ارائه دهم.
مشاهدات میدان نشان می دهد که اکنون دلایل پررنگی مبنی بر اعتبار احتمال تجزیه ی سرزمینی ایران مطرح است. شواهد کافی از آمادگی تدریجی چریک های کرد، دولت آذرباییجان و حتی ترکیه، بمباران شدید مناطق غربی و شمال غربی، رد صریح آلترناتیوهای ملی توسط آمریکا (که از دو ماه پیش آغاز شده)، اعلام رسمی ائتلاف گروه های کرد (که احتمالاً عوامل مشوق خارجی داشته)، علائمی از فاصله گیری برخی نخبگان اپوزیسیون از آلترناتیو ملی و… در کنار پافشاری نظم حاکم بر ادامه ی مسیر کنونی (مجلس خبرگان) حاکی از آن است که این دیگر صرفاً یک احتمال نظری نیست.
از عوامل احتمالی که ممکن است مانع از وقوع این رخداد شود نیز می توان گزینه های ذیل را برشمرد:
- مقاومت موشکی نیروهای نظامی ایران و شکل گیری جنگ فرسایشی. در صورت عدم حفظ ساختار نیروهای زمینی تا تضعیف پدافند منطقه ای، این احتمال ممکن است. با توجه به سانسور شدید اطلاعات آسیب ها در هر دو سوی جنگ، این احتمال را نه تائید و نه رد نمود.
- ورود بازیگران تازه به میدان نبرد. در صورت زمین گیر شدن ماشین جنگی آمریکا، احتمالاً شاهد تشدید حملات روسیه به اوکراین و حتی امکان حمله ی چین به تایوان باشیم. این احتمال در حال حاضر صرفاً جنبه ی نظری داشته و توسط فکت های میدانی پشتیبانی نمی شود. در صورت وقوع این اتفاق، نظم کنونی جهان به طور کلی تغییر می یابد.
- روی کار آمدن شخصیتی سازش گرا در ایران و پایان جنگ با حداقل هزینه سیاسی. این موضوع چه از نظر اصلاحات سریع در رهبری و چه از نظر احتمال وقوع کودتای قدرت می تواند محتمل باشد و نشانه هایی از تفاوت نظر در بین سیاسیون داخلی مشاهده می شود ولی چندان قدرت ندارد.
- افزایش قدرت چانه زنی و تاثیرگذاری آلترناتیوهای ملی در دستگاه حاکمه ی آمریکا و یا افزایش قدرت تاثیرگذاری نیروهای مردمی ملی گرا و میدان داری آنها.
در مجموع، اکنون احتمال موفقیت پروژه تجزیه بیش از هر زمان دیگری است و هوشیاری نیروهای ملی بیش از هر زمان دیگری لازم می نماید. در هر حال، نباید اثرگذاری خواست ملی ایرانیان را نادیده گرفت و نه می توان تهدیدات ضد مرکز را نادیده گرفت.
